آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

47

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

خسرو برادر بزرگترش را در برهان‌پور بكشند . خرم سالها در حال فرار بود ، گاه در دكان و گاه در بنگال ، و سپس دوباره در سند بود و زن جوانش كه هر سال يك بچه برايش به دنيا مىآورد ، او را همراهى مىكرد . عبد الرحيم ، خان خانان نيز درگير اين مشكلات شده ، و بين دو جناح گير افتاده بود . در تمام اين گرفتاريها يك مرد نقش ويژه‌اى داشت كه چهره‌اش براى ما از صحنه‌هاى متعدد دربارى نقاش دربار آشناست و پيشرفت ادارىاش نشان مىدهد كه صعود مىتواند چه شيب تندى داشته باشد . اين شخص محبت خان بود كه در كابل به عنوان زمانه خان به دنيا آمد . سپس احدى « 1 » ، يعنى سرباز گارد ويژه فرمانروا شد و پس از اينكه مردى را كه مورد تنفر فرمانروا بود كشت ، بر خلاف قواعدى كه از ارتقا درجهء احدىها ، ممانعت مىكرد به درجهء افسر 500 ذاتى « 2 » ، ارتقا يافت . پس از به تخت نشستن جهانگير ، افسر 500 ذاتى شد و سپس بخشى « 3 » ( گنجينه‌دار ) جعبهء جواهرات خصوصى فرمانروا گرديد ، و روز به روز در حكومت فرمانرواى ضعيف ارتقا درجهء بيشترى پيدا كرد . او از آصف خان متنفر بود . دلايلى كه موجب شد نور جهان به جاى شاه جهان ناگهان شهريار دامادش و سپس داوربخش ، پسر خسرو ، نوادهء جهانگير را به عنوان وليعهد مورد حمايت قرار دهد ، مبهم هستند . در تابستان سال 1627 جهانگير دوباره از كشمير محبوب ديدن كرد . وقتى زوج شاهانه در جهلوم اردو زد ، محبت خان با پرويز « 4 » ، دومين پسر جهانگير ، از دكن آمد و اردوگاه را محاصره كرد ؛ نور جهان توانست بگريزد و براى همسرش كمك سازمان‌دهى كند ؛ محبت خان ، دست كم براى مدت كوتاهى مورد غضب قرار مىگيرد . در عوض عبد الرحيم ، خان خانان ، كه به سبب حمايت از شاه جهان شخصيتى مطرود شده بود دوباره سپاسگزار به دربار راه مىيابد ، ولى پس از اعادهء حيثيت زود درمىگذرد . وقتى كه جهانگير در 27 اكتبر 1627 ، اين خانهء زودگذر را با قصر ابدى عوض كرد ، آصف خان برادر زنش غايب بود ؛ آصف خان كنار دامادش شاه جهان قرار گرفت و به وسيلهء ناآراميها و اغتشاشهاى ماه‌هاى بعدى در حالى كه خون بستگان زيادى ريخته شد و مدعيانى كور شدند ، در رسيدن به حكومت به او كمك كرد . جهانگير شخصيت كاملا پيچيده‌اى داشت . آگاه و زيبا ، ولى نيز مايل به بىرحمى ناگهانى كه به واسطهء بهره‌مندى از ترياك و الكل زياد تشديد مىشد . او مىتوانسته است به عنوان كفاره براى يك خطا يا يك اشتباه جزئى دستور تيرباران يا شكنجهء انسانى را در جا صادر كند و سپس از طرف ديگر براى مرگ دختر

--> ( 1 ) . ahadi . ( 2 ) . Zat - 500 ، افسرى كه 500 نفر سرباز زير دست دارد . ( 3 ) . bakhshi . ( 4 ) . Parvez .